خدا در بالا، انسان در پایین است.
خدا خداست، انسان انسان است.
هر یکی در خانه، هر یکی در خانهٔ او.*
نام مستند «کا.یا.نیس.کاتسی» از زبان هوپی (بومیان امریکا) بدست آمده به معنی: زندگی جنون آمیز، زندگی در آشفتگی، زندگی خارج از تعادل، زندگی متلاشی و حالتی که راه دیگری از زندگی را طلب می کند. این اثر به کارگردانی گادفری رجیو در سال ۱۹۸۲ منتشر و اولین فیلم از سه گانه کاتسی بود.
یکی از بهترین معانی اصطلاح کویانیس کاتسی کتابی از رنه گنون است به اسم «سیطره کمیت و علائم زمانه»(۱۹۴۵) خصوصا آنکه چند مقاله این کتاب بطور مستقیم شرحی کامل بر این اثر است، مقالات: کیفیت و کمیت، انحراف و وارونگی، پایان یک عالم، تبدیل زمان به مکان، انجماد عالم، قابیل و هابیل، به سوی انحلال.
به چند نکته در مقاله به سوی انحلال اشاره می شود، گنون می گوید: ۱. مفهوم ماده در مسیر زوال و اضمحلال افتاده است، ۲. انسان به بالاترین نقطهٔ جمود (انجماد هویت) در امکانات عالم بشری رسیده و به سوی انحلال در حرکت است، ۳. شتاب زمان پیوسته افراطی تر می شود و دگرگونی ها را سریع تر می سازد.
این سه مسئله (ماده، جمود، زمان) در سراسر مستند کاتسی دیده می شود و به وضوح می توان تغییرات مادی و زمانی را در این فیلم مشاهده کرد. فیلم با انحلال و خردشدگی ناشی از جمود پایان می یابد به طوری که پیشگویی هوپی ها به وقوع خواهد پیوست. انسان با محیط اطراف همان کاری را می کند که با پیکر مادی اش می کند. در او نوعی فراموشی بدنی دیده می شود، گونه ای آلزایمز جمعی که تبدیل به خصوصیت ذاتی انسانی شده و همین امر بر روی درک او از «زمان» به شدت اثر گذاشته است. کج فهمی از واقعیت ماده و بدن مادی که می توان مانند موش آزمایشگاهی هر تصرف و تغییری (تخریب) را ایجاد کرد بدون توجه به اینکه طبعات تاریخی و تمدنی داشته باشد انسان را به لبه دره رسانده است.
به تدریج اما با سرعتی دیوانه وار این حالت به سایر حوزه های زندگی انسان سرایت کرد و دو چیز را به مرز انجماد کشاند، زمان و مکان به کلی دگرگون و زندان کامل شد. ماده آنطور که انسان گمان می کند امر شناخته شده ای نیست و انسان درک بسیار ناچیزی از این مفهوم و عنصر شریف دارد اما نگاه کمی او به این امر موجب شد انسان در زمان خطی و انقباض مکانی خود را گرفتار کند. این مستند به خوبی این روند را به تصویر کشیده است، حالتهایی از مسخ شدگی، تبدیل شدن به ماشین و خودویرانگری.
از سوی دیگر همانطور که در ابتدای متن بیان شد که واژه کویانیس کاتسی به معنی زندگی آشفته و بیرون از تعادل است. یکی از معانی دور کلمه life حبس ابد است و معنی دیگر آن زیست-زندگی و شاید بتوان گفت زیستِ انسان بصورت یک محکوم زندانی حبس ابد در قالب یک شهربازی درآمده است. ژان بودریار می گوید: «خیالی بودن دیزنی لند نه درست است و نه غلط، بلکه دستگاهی بازدارنده است که به وجود آمده تا از نظر گاه مقابل، داستانی تخیلی از واقعیت عرضه کند. ناتوانی این صورت خیالی و انحطاط کودکانه آن از همین امر ناشی می شود. این جهان می خواهد کودکانه باشد تا چنین وانمود کند که بزرگسالان در جایی دیگر، در جهان واقعی به سر می برند و این موضوع را پنهان کند که کودکی در شکل راستین آن همه جاگیر است و بزرگسالانی که در جلد کودک رفته و برای بازی به اینجا می آیند، می خواهند این گونه وانمود کنند که کودکی واقعی شان تنها یک توهّم است.»
گنون در مقاله دیگری با عنوان انجماد عالم به قاعده ای مهم اشاره می کند: انسان و جهان جدا نیستند و بهم پیوسته اند و هر یک روی دیگری اثر دارد. این قاعده را می توان بدین شکل تفسیر کرد: «عالَم حوّای حضرت آدم است». زمانی که «فراموش خواری» در پای آن درخت ممنوعه آغاز شد حضرت آدم به صورت انسان خود را در «فراموش خانه دنیا» حبس کرد و حضرت حوّا در مقام جهان را از یاد برد. انسان تصویری مبهم از چیزی به نام ماده در ذهنش مانده و به علت ناتوانی در یادآوری قصهٔ اش در پای درخت شروع کرد به ایجاد جراحت در ماده؛ و اسمش را گذاشت پیشرفت. هم خود مجروح شد هم مادهٔ جهان. حالا هم خودش را از یاد برده هم حوّا را.
حضرت حوّا در هر ساعتی به دنبال بیداری اوست، از نوشیدن آب تا رؤیایی در خواب، تا انسان از این دایره بسته خارج شود راه خروج از زندان (تارهای عنکوبت) را به یاد آورد و به معنای واقعی کلمه زندگی کند.
مستند Koyaanisqatsi با پیشگویی بومیان آمریکایی اینگونه پایان می یابد:
«اگر چیزهای گرانبها را از زمین بیرون بکشیم، ما فاجعه را دعوت خواهیم کرد.»
«نزدیک روز تطهیر، تار عنکبوتهایی در آسمان تنیده خواهد شد.»
«ممکن است روزی ظرفی از خاکستر از آسمان پرتاب شود که میتواند زمین را بسوزاند و اقیانوسها را بجوشاند.»
*«فلسفه مذهبی مردم فانگِ بوته زارهای آفریقای استوایی». مقدس و نامقدس میرچا ایلیاده ترجمه نصرالله زنگوئی
راستی و روشنی این متن از سوی روندگان حقیقت است و قصور و کاستی از سوی نگارنده.
(نوشتار بعدی مورخ 25 شهریور است درباره اثر دوم از سه گانه کاتسی)

